-->

سکوت صدا

دخترک نشسته بود در سکوت متاطم خویش

بلبل می خواند ارام و ریز ریز

گاهی خروسی با نوایی می شکست زیبایی صدای بلبل را

نور معجزه می کرد در لابه لای برگ های خشک پاییزی

صدای سگان نگهبان هم اوایی عجیبی با غروب برپا کرده بود

گاهی باد چندتار مویی از موهای دخترک را تکانی می داد 

قلم که می رقصید بر پیکر سپید کاغذ ها ،بی اختیار سکوتی سخت اختیار  می کرد ...

یاد رهگذران غریب و اشنا سایه تاریکی بر نور می انداخت و ناپدید می شد ...

سکوت ....صدای بلبل ...خاموشی درون ...

بی حرکتی قلم ...معجزه 


پانوشت:

ما به بهای شناخت خویش امده ایم 

اما در زندان جسم خویش جا مانده ایم.


برچسب ها :

سکوت صدا,سکوت

نگرانم صنما

 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

تو رفتی


پانوشت:

بشنوید اهنگ بسیار زیبای تو رفتی رضا یزدانی

تو با دلم چه کردی که در زمان ندیدم 

پانوشت۲:

دلتنگی ...دلتنگی و دلتنگی

برچسب ها :

تو رفتی,تو

فکر را پر بدهید....


فکر را پر بدهید

و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر

فکر باید بپرد

برسد تا سر کوه تردید

و ببیند که میان افق باورها

کفر و ایمان چه به هم نزدیکند .

فکر اگر پر بکشد

جای این توپ و تفنگ ، این همه جنگ

سینه ها دشت محبت گردد ،

دستها مزرع گل های قشنگ....

فکر اگر پر بکشد

هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست

همه پاکیم و رها ...


((نیما یوشیج))


پانوشت:

بگوشید اهنگ بسیار زیبای

گلرخ سالار عقیلی


تردید...

 

همیشه در میانه ی تردید  

نگاهیست به انتهای مسیر  

و نگاهیست به ابتدای روزگار سپری شده  

و درست در این لحظه ی پر سکوت پر تردید  

جسمی خسته و روحی سرگردان  

به امید رهایی ،فریاد  آزادی سر می دهد . 

کاکتوس  

 

برچسب ها :

تردید...,تردید...

اشک رودخانه


رودخانه می نواخت بر پیکر بستر خویش

به شادمانی،زندگی جاری بود، درختان

سرسبز،پرندگان در حال نواختن سرود

زندگی و ماهی ها شیطنت می کردند

 و خود را به امواج رودخانه می سپردند .

روزگار به خوشی می گذشت وهمه در

کنار هم شادمانه زندگی می کردند

تا اینکه ....


 



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

برچسب ها :

اشک رودخانه,اشک

یک عکس ،یک نگاه



یک عکس ، یک نگاه

دیروز تو یه کانال عکاسی یکی از بچه ها

 این عکسو گذاشت و گفت لطفا براش یه متن

 پیدا کنید .منم صبح کار داشتم و گذشت تا عصر

 دیدم خبری نیست .هیچ کس هیچی ننوشته براش

بعدش اومدوعکس گریه گذاشت و گفت نمی خواد

 اصلا کمکم کنید ...

راستشو بخواین این عمق فکر کردن پیرمرده بدجور

 منو گرفت .برای همین کمی فکر نمودیم و متنی

 برایش نوشتم و فرستادم


 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

یک سبد گل سرخ

 


گاهی دلم می خواد یه سبد پر از گل سرخ

 دستم بگیرم و راه بیوفتم تو خیابون

به هر رهگذری که می رسم یه لبخند بزنم

 و یه گل بهش تقدیم کنم .


 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

رابطه جنسی یا ذهنی



بهترین تعبیری که خوندم

 



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
X
در صورت مشاهده مطالب مغایر با قوانین و شعونات اسلامی از بخش ارتباط با ما گزارش دهید تا سریعا حذف گردد